ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

194

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) كتاب پيامبر ( ص ) را سحر و جادو كرد و رسول خدا ( ص ) او را نكشت . محمد بن عمر [ واقدى ] از ابن جريج ، از عطاء ، و ابن ابو حبيبة از داود بن حصين ، از عكرمه نقل مىكنند كه * رسول خدا ( ص ) از آن مرد درگذاشت . عكرمة مىگويد : پس از اينكه از او درگذاشت هر گاه كه او را مىديد ، چهره از او مىگرداند . محمد بن عمر [ واقدى ] گويد : همين در نظر ما ثابت‌تر است از آنكه برخى گفته‌اند پيامبر ( ص ) او را كشته است . سمّى كه پيامبر ( ص ) با آن مسموم شد ابو معاويه ضرير ( كور ) از اعمش ، از ابراهيم نقل مىكند كه مىگفته است * يهوديان پيامبر ( ص ) و ابو بكر را مسموم كردند . عمر بن حفص از مالك بن دينار ، از حسن نقل مىكند كه * زنى يهودى پيامبر ( ص ) را گوسپند بريان مسمومى هديه داد و پيامبر ( ص ) تكه‌يى از آن كند و در دهان گذاشت و بيرون افكند و اصحاب خود را فرمود از خوردن دست بداريد كه ران اين گوسپند مرا خبر داد كه مسموم است . آن گاه آن زن يهودى را خواست و فرمود : چه چيز تو را بدين كرده واداشت ؟ گفت : خواستم بدانم كه اگر راست مىگويى و پيامبرى ، خداوند آگاهت مىسازد و اگر دروغ گويى مردم را از تو راحت كنم . سعيد بن محمد ثقفى از محمد بن عمرو ، از ابو سلمة بن عبد الرحمن نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) هيچ گاه از صدقه نمىخورد ولى اگر هديه مىآوردند ، مىخورد . زنى يهودى گوسپند پخته از بهر آن حضرت هديه آورد كه خود و يارانش از آن خوردند ولى حيوان گفت كه من آغشته به سمّم . پيامبر ( ص ) اصحاب را فرمود : دست از خوردن بداريد كه مىگويد مسموم است . آنان دست بداشتند ولى بشر بن براء از همين مسموميت درگذشت . پيامبر ( ص ) آن زن را احضار فرمود و پرسيد : چه چيزى تو را بدين كار واداشت ؟ گفت : خواستم بدانم كه اگر پيامبرى به تو زيانى نمىرساند و اگر پادشاهى مردم را از تو آسوده كنم . پس پيامبر امر به قتل او داد . سعيد بن سليمان از عبّاد بن عوّام ، از هلال بن خبّاب ، از عكرمة ، از ابن عبّاس نقل مىكند كه * زنى از يهوديان خيبر ، پيامبر ( ص ) را گوسپند مسمومى هديه كرد و پيامبر ( ص )